این ترانه بوی نان نمی دهد : سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت چهارم
نویسنده : مهدی ملک - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

قسمت چهارم - ترانه معترض در سال های دهه 1360

انقلاب 1357 به تمامی معنای کلمه یک انقلاب بود. جدا از برقراری یک ساز و کار جدید با خط مشی و آرمان های کاملا متفاوت در نظام سیاسی بسیاری از مولفه های فرهنگی رژیم گذشته نیز دچار انقلابی اساسی شد. در این میان به جرات می توان ادعا کرد که فرهنگ بیشترین دگرگونی را در نتیجه انقلاب پذیرا شد. سینماها به همراه پوسترهای فیلم ها سوزانده شد. نوارهای کاست رنگارنگ خوانندگان زن و مرد به تدریج جمع آوری و ممنوع و نهایتا با انقلاب فرهنگی سال 1359 ، فرهنگ جدیدی با چاشنی خشونت به جامعه تزریق شد.

در این میان اولین صداهای معترض در ترانه در تابستان 1358 شنیده شد. کاست هایی تحت عنوان " شبانه با شب زنده داران " توسط علیرضا میبدی و یارانش در مرداد 1358 مخفیانه ضبط و تکثیر گردید که در آن خوانندگانی مثل مازیار ، داریوش میبدی ، عماد رام و کورش یغمایی ترانه هایی را اجرا کرده بودند. کاست تحت عنوان کاری از حزب ایران نوین منتشر گردید که در آن تمام ترانه ها و دکلمه ها دارای مضامین رادیکال ناسیونالیستی بودند.

انقلاب ضربه شدیدی را به پیکره موسیقی پاپ ایران وارد آورد که در سال های دهه 50 خورشیدی با سرعت مسیر پیشرفت را در حال طی کردن بود. در حقیقت در این سال ها جمعی از بهترین آهنگسازان ، ترانه سرایان و تنظیم کننده و در نهایت خوانندگان در کنار هم جمع شده بودند که در سه دهه بعد از آن هم حتی تصور آن امری خیالی می نماید. نگاهی اجمالی به تعدادی از این نام ها گویاست :

آهنگسازان ترانه های دهه 1350 :

پرویز مقصدی ، پرویز اتابکی ، محمود قراملکی ، حسن لشکری ، واروژان ، بابک افشار ، بابک بیات ، جهانبخش پازوکی ، محمد حیدری ، ناصر چشم آذر ، منوچهر چشم آذر ، فریدون خشنود ، لقمان ادهمی ، محمد شمس ،حسن شماعی زاده ، آندرانیک ، اریک ، تورج شعبانخانی ، سیاوش قمیشی ، فرید زلاند ، صادق نوجوکی ، اسفندیار منفردزاده ، محمد اوشال ، منصور ایران نژاد ، حسین واثقی ، آرش سزاوار ، ویلیام خنو عماد رام و...

ترانه سرایان دهه 1350 :

شهیار قنبری ، اردلان سرفراز ، ایرج جنتی عطایی ، مسعود هوشمند ، مسعود امینی ، منصور تهرانی ، محمد علی شیرازی ، فرهنگ قاسمی ، فرهاد شیبانی ، لیلا کسری ، زویا زاکاریان ، شرمین شجره ، سعید دبیری ، تورج نگهبان ، فرشاد عشقی و...

انقلاب باعث از هم پاشیده شدن این جمع طلائی شد. بسیاری با تغییر اوضاع سیاسی و فرهنگی جلای وطن کرده  بسیاری در ایران مانده و به ناچار دست از کار کشیدند. در این میان مهم ترین ترانه های معترض در البومی با عنوان " نامه به وطن " در سال 1359 منتشر شد. این مجموعه ترانه ها با آهنگسازی فرید زلاند و ترانه های اردلان سرفراز و با صدای داریوش در لندن ضبط و منتشر شد. در این میان یک ملودی هم بر روی شعری از سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال ) قرار گرفت که در نوع خود بسیار جالب بود زیرا شعر در زمان قاجار سروده شده بود و انتخاب هوشمندانه زلاند بسیار بدیع می نمود.

در این سال ها متاسفانه با استقرار بسیاری از هنرمندان در محیط نه چندان هنری لس آنجلس (البته برای ایرانیان ) و ضرورت عرضه موسیقی برای نیاز لس آنجلسی ها که اغلب شامل موسیقی شاد و ریتمیک برای میهمانی ها و مراسم تولد و ... بود ، ترانه ایرانی از اوج خود به یکباره دچار سقوط اسفناکی شد. همه گیر شدن سازهای الکترونیکی مثل کیبورد که با وجود ان دیگر نیازی به ارکستر و اجرای آکوستیک به روال سابق نبود نیز عامل دیگری شد تا سخیف ترین ترانه ها (چه از نظر ملودی ، چه کلام و چه تنظیم ) برای ارضای خواست بازار انتشار یابد. ترانه هایی که در آن غیبت غم غربت ، اعتراض به شرایط سیاسی پس از انقلاب ، بیگانگی با جنگ و...همیشگی بود. مساله ای که یک بار در گردهمائی هنرمندان و مردم در لس آنجلس و در میانه سال های دهه 1360 ، اسفندیار منفردزاده به آن اعتراض کرد و این گونه ترانه ها را ترانه های " کله پاچه ای " !! خواند.

یکی دیگر از خوانندگانی که در این سال ها 1360-1366 ، ترانه های معترض بسیاری را اجرا می کند هایده است. ترانه روزای روشن (فرید زلاند / اردلان سرفراز) از ماندگار ترین این ترانه هاست که در همان سال های آغازین دهه 1360 اجرا می شود و هم چنین ترانه " هم خونه " که باز هم با ملودی زلاند و کلام اردلان سرفراز توسط هایده و ویگن منتشر می شود :

از من نپرس خونه ت کجاست تو اون همه ویرونه 

ای هم قبیله چی بگم ؟ قبیله سرگردونه

در فاصله سال های 1360 تا 1367 تنها زمزمه های معترضی که از ترانه ایرانی در لس آنجلس بر می خاست معطوف بود به آلبوم های ترانه های داریوش (آلبوم خاک خوب من - 1362 شامل ترانه های بهار خاموش ، نفرین ، سلام ، شبانه ، کارون و خسته با ملودی های بابک افشار / آلبوم نازنین - 1364 شامل ترانه های حادثه ، آینه ، نیایش ،نازنین همگی با ملودی های فرید زلاند و کلام اردلان سرفراز ، جنگل جاری ، یاس پرپر و مرا به خانه ام ببر با ملودی های منوچهر چشم آذر ، آندرانیک و آرمیک / آلبوم خاموش نمیرید - 1367 شامل ترانه های خاموش نمیرید ، گرگ بیابون ، خانه سرخ ، روله ، با من از ایران بگو ).

در این سال ها جدا از داریوش - که با خاموشی فریدون فروغی و بیگانگی فرهاد - که یکه تاز ترانه های سیاسی معترض به شمار می رفت از جانب دیگر خوانندگان گهگاه ترانه هایی با مضامین معترض به گوش می رسید. پس از داریوش در این سال ها ستار از جمله خوانندگانی است که ترانه هایی با مضامین سیاسی دارد. از آن جمله می توان به ترانه های زیر اشاره کرد :

خاک خسته  ، از خونتون بیاین بیرون ، این خانه قشنگ است ، شناسنامه ، گذشته ها ، قصه ما .


فرید زلاند

سال 1367 در دل خود حوادث و اتفاقات زیادی را دارد که شاید مهم ترین آن ها پایان جنگ هشت ساله و ماجرای اعدام های وسیع زندانیان سیاسی در این سال باشد. در اعتراض به این اعدام ها بابک افشار آلبومی را با صدای داریوش آهنگسازی می کند که " خاک خسته " نام می گیرد. در این مجموعه ترانه ها دو ترانه بمان مادر (کلام نادرپور و اجرای ارکستر سمفونیک با تنظیم احمد پژمان با مطلع " بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر ... که باران بلا می باردت از آسمان بر سر ) و ترانه خاک خسته (کلام ایرج جنتی عطایی با مطلع " نعره کن ای سرزمین جان سپردن نعره کن ... نعره کن ای خاک خسته خاک گلگون نعره کن ) مشخصا به این واقعه اشاره دارند. هم چنین در این سال فرید زلاند با کلام اردلان سرفراز ترانه گل پونه را می سازد که اجرای آن توسط ستار و در کنسرت آلبرت هال لندن غوغایی به پا می کند. ترانه این بغض سنگین را در جایی به تلخی و زیبایی فریاد می کند : صفوف عاشقان پیوسته پیوسته  به مسلخ می روند آهسته آهسته / همش اعدام گل ها پای گلدسته  کبوترها همه از گنبدا خسته.

هم چنین جمعی از خوانندگان ترانه ای با مطلع " ای نسیم نو بهاری با من از ایران بگو ... با من از یاران رفته بر سر داران بگو " را به صورت دسته جمعی اجرا می کنند. در طول این دهه تک ترانه هایی با مضامین اعتراضی توسط خوانندگانی مثل شاهرخ ، ابی ، شهرام و ... اجرا می شود.

اما در تمامی این سال ها ترانه غربت نشین ایرانی یک چهره معترض دیگر دارد که زندگی و ترانه و کلام و قلمش را صرف مبارزه کرده است : فریدون فرخزاد.

فرخزاد که تحصیل کرده علوم سیاسی در سال های دهه 60 میلادی در آلمان و شاعر و نویسنده معروفی است در اواخر دهه 1340 خورشیدی تا انقلاب به عنوان یک شومن تلویزیونی برنامه های متعددی را تهیه می کند که معروف ترین آن ها " بزرگ ترین نمایش هفته " ، " یک ساعت با فریدون فرخزاد " ، " میخک نقره ای " و... هستند. فرخزاد پس از انقلاب به آلمان رفته و در آنجا برنامه های متعدد شب شعر و گردهمایی های سیاسی و... را عهده دار می شود. هم چنین در این سال ها چندی با ساختن برنامه میخک نقره ای شکسته سعی در ارائه و اشاعه مضامین اعتراضی و مبارزه جویانه اش در میان لس آنجلسی ها می کند که بی ثمر می ماند. فرخزاد در این سال ها ترانه های بسیاری را با مضامین وطن پرستانه اجرا می کند که در برخی موارد نیز برنامه هایش به شکلی متعارف دنبال نمی شود. زندگی و مبارزه فرخزاد تا زمان قتل فجیعش در اوایل سال های دهه 70 خورشیدی ادامه می یابد.


فریدون فرخزاد

در این سال ها همکاری فرید زلاند ، شهیار قنبری و منوچهر چشم آذر منجر به خلق ترانه ای می شود که خود یک حادثه است : نون و پنیر و سبزی. ترکیب استثنائی ملودی زلاند و کلام شهیار قنبری و تنظیم هنرمندانه منوچهر چشم آذر ترانه را به سمبل ترانه های معترض یک نسل بدل می کند. ترانه با اجرای داریوش و ابی بسیار گل می کند و به عنوان یکی از ترانه های ممنوعه در سال های اوایل دهه 1370 خورشیدی در ایران به صورت پنهانی دست به دست می شود.

هم چنین  دهه 1360 را نمی توان بدون یاد ترانه ای به پایان برد که مسیر دگردیسی اش بیش از یک دهه طول می کشد. ترانه " یار دبستانی من " که هم آهنگ و هم کلامش از " منصور تهرانی " است. ترانه در سال های ابتدایی دهه 1360 با صدای فریدون فروغی ضبط شده غافل از اینکه دیگر در آن روزها صدای فروغی مجاز نیست ! به ناچار ترانه با صدای جمشید جم ضبط می شود و همین اجرا بر روی فیلمی که خود منصور تهرانی سازنده اش است (از فریاد تا ترور) قرار می گیرد. ترانه برای بیش از یک دهه گم می شود تا اینکه در سال های میانی دهه 1370 به عنوان سمبل ترانه های جنبش دانشجوئی سر بر آورده و هنوز نیز در هر اعتراض دانشجوئی یک صدا خوانده می شود.

منصور تهرانی