این ترانه بوی نان نمی دهد : سرگذشت ترانه معترض در ایران - قسمت سوم
نویسنده : مهدی ملک - ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

ترانه های انقلابی : آنگاه که اعتراض عریان می شود ...

در نوروز 1357 ، در دستگاه رادیو تلویزیون ملی ایران که برنامه های ویژه و شادی را تدارک دیده است خوانندگان گوناگونی مثل عارف ، نلی ، بتی ، نسرین ، سلی و دیگران ترانه هایی چون حاجی فیروز و سمنو آی سمنو را اجرا می کنند . همه چیز به ظاهر امن و آرام به نظر می رسد اما درون توده مردم وضع به گونه ای دگر است. تا تابستان اوضاع به همین منوال پیش می رود.ترانه ها به غمگین ترین حالت خود بدل می شوند. اندوهی که گهگاه مانند ترانه های داریوش رگه هایی از نیهیلیسم را نیز یدک می کشند. ترانه نیستی (ملودی فرید زلاند / کلام اردلان سرفراز و تنظیم منوچهر چشم آذر) با مطلع " چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست / ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشائی ست " یکی از این نمونه هاست. مابه ازای سینمایی این نوع ترانه های غمگین با بار نیهیلیستی در سینمای فرزان دلجو - مثل فیلم بوی گندم - نیز تکرار می شود. 17 شهریور 1357 و حادثه میدان ژاله و متعاقب آن بی اعتباری دولت شریف امامی تیر خلاص به شقیقه ترانه های محافظه کار محسوب می شود. دو ترانه بلافاصله پس از 17 شهریور ساخته و پنهانی منتشر می شود. نخست ترانه " زندونیا " با صدای شاهرخ است که نوید آزادی را به زندانیان می دهد : " مادرا شیون نکنید / رخت عزا تن نکنید / گل بریزین شاد باشید / مژده می آرن براتون / زیر شکنجه بعد از این / جون نمی دن جووناتون ... ترانه با دکلمه ای پایان می گیرد که آشکارا اعتراضی به دولت آشتی ملی شریف امامی است : با ما که خون عزیزان خود را دیدیم لاله واره و پرپر / بر سنگفرش 17 شهریور / از آشتی مگو دیگر. ترانه دوم ترانه ای است با عنوان " فاجعه " (ملودی داریوش / کلام ایرج جنتی عطایی و تنظیم داود اردلان) : بر این ویران خاک تو که گلگون شد در عاشورا / به یادت باغ می سازند برادرهای فرداها .

از شهریور 57 ، بسیاری از خوانندگان که اغلب وابستگی کمابیشی به دربار دارند به تدریج از ایران خارج می شوند. ستار ، هایده ، مهستی از جمله معروف ترین آن ها هستند. با نزدیک شدن به دی ماه 57 ، دیگر ترانه هایی که انقلابی نباشند کمیابند ! . تقریبا تمام خوانندگان معروف و غیر معروف به نوعی  دین خود را به انقلاب مردم ادا می کنند ، حتی آنهایی که هیچ گونه زاویه ای با رژیم نداشتند به نوعی تلاش می کنند تا در کارنامه خود ترانه ای انقلابی داشته باشند. با رجوع به فرهنگ شنیداری این ماه ها ، نام ها و ترانه های زیر به چشم می خورد :

داریوش : فاجعه ، نجات (جمشید زندی / اردلان سرفراز / داود اردلان) ، دیوار (داود بهبودی / حسین منزوی / اریک ) ، وطن (خوزه فلسیانو / ایرج جنتی عطایی / واروژان)

بتی : ستاره آی ستاره (پرویز مقصدی / اردلان سرفراز / مقصدی)

مازیار : شهید (بابک بیات / ایرج جنتی عطایی )

ابی : پاینده باد ایران (خسرو پیشکاری / اردلان سرفراز )

علی سهراب : هم سنگر (بابک بیات / ایرج جنتی عطایی)

عارف : برادر بیا

شماعی زاده : لالایی

ابی لیتلز : شهید قلب تاریخ

هاتف : الله الله (تو پناهی بر شهیدان یا الله )

شهرام صولتی : صدای مرگ می آید

فریدون فروغی : بت شکن

کورش یغمائی : عشق ایران

شاهرخ : شب شکن/ شهید / فریاد

فرامرز اصلانی : سرود کارگر

حمید شب خیز : فریاد مجاهد

سهیل : فریاد انقلاب و ...

نکته جالب توجه این که ترانه شب شکن شاهرخ " دست ما پر از شاخه های گل قلب ما پر امیده / ای مسافر از روشنی بگو عمر شب به سر رسیده " ترانه ای بود در استقبال از ورود آیت ا..خمینی در 12 بهمن به ایران. جدا از ترانه سرود کارگر با صدای فرامرز اصلانی (باید دوباره برزگر شد / باید دوباره کارگر شد) که آرمانی چپگرایانه را تبلیغ می کرد ، گروه های اپوزسیون دیگر همانند فدائیان خلق و مجاهدین نیز ترانه های خاص خود را داشتند. یکی از زیباترین و معروف ترین ترانه های فدائیان که در مجموعه ای به نام " آفتابکاران جنگل " منتشر شذ ترانه ای به همین عنوان است که در انتخابات 1388 نیز بازسازی شد. ترانه اینگونه آغاز می شود " سر اومد زمستون / شکفته بهارون / گل سرخ خورشید دراومد و شب شد گریزون " . ترانه معروف مجاهدین خلق نیز ترانه ای ضد امریکایی بود با مطلع  " سر کوچه کمینه مجاهد پر کینه / امریکایی بیرون رو خون ات روی زمینه " .

ترانه های شماعی زاده و ابی لیتلز و عارف نخستین بار در نوار کاستی به نام راه شهادت منتشر گردید که از جمله دیگر ترانه های کاست ترانه معروف " به لاله در خون خفته / شهید دست از جان شسته " و هم چنین ترانه " برپاخیز از جاکن / بنای کاخ دشمن " بود. هم چنین محمد رضا شجریان نیز به همراه گروه چاووش به سرپرستی محمدرضا لطفی کاستی به نام چاوش 1 را منتشر ساختند که در یک سوی آن ترانه " شب نورد " (آهنگ لطفی بر روی کلام اصلان اصلانیان) قرار داشت با ترجیع بند " برادر بی قراره برادر شعله واره / برادر دشت سینه اس لاله زاره " که در ابتدای کاست توسط " مهدی فتحی " دکلمه میشد و در ادامه شجریان با تار شورانگیز لطفی آوازی را در دشتی بر روی غزل هوشنگ ابتهاج می خواند که بیت نخست آن این بود : برادر دشمنم بیداره امشب / هوای خانه ظلمت باره امشب. در طرف دیگر کاست هم برای نخستین بار صدایی از شهرام ناظری به گوش می رسید که تصنیف آزادی سروده فرخی یزدی را می خواند (آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود ز جان شستم از برای آزادی). چاوش 1 ظرفیت های تازه ای را در موسیقی اصیل ایرانی به نمایش گذاشت ، چرا که تا پیش از آن موسیقی ایرانی را به خاطر نوع دستگاه ها و فرم اجرای آن متهم به محافظه کاری و دور بودن از زمانه حال می دانستند.

در سوی دیگر اسفندیار منفردزاده از پرکارترین آهنگسازان این دوران بود. او ابتدا بر روی ملودی که از کرامت ا.. دانشیان به یاد داشت ترانه " هوا دلپذیر شد گل از خاک بر دمید / پرستو به بازگشت زد نغمه امید ) را در خانه اش تنظیم و با صدای خود و همسر و خواهر همسرش ضبط و منتشر نمود. سپس ترانه انقلابی " ای سرور آوران سپیده / ای شهیدان در خون تپیده " را به صورت کرال به میان مردم انقلابی فرستاد و در نهایت دقایقی پس از اینکه مردم از رادیو تلویزیون ملی در شب 22 بهمن پیام " این صدای راستین انقلاب ملت ایران است " را شنیدند ، ترانه " وحدت "  با ملودی او و کلام سیاوش کسرایی و صدای فرهاد پخش شد.

اسفندیار منفردزاده

در این ایام فریدون خشنود نیز که در نوروز همین سال ترانه " بخون بخون " را با صدای نوش آفرین در کارنامه داشت با استفاده از شعارهای مردم کوچه و خیابان ترانه ای ساخت که بسیار گل کرد : ترانه الله الله (ایران ایران ایران / خون و مرگ و عصیان) که با صدای رضا رویگری ضبط و پخش شد.

فریدون خشنود

و سرانجام پیروزی انقلاب ، به ظاهر پایانی بود بر نسلی از ترانه های معترض استعاری ، زیرزمینی و... هر چند فضای ترانه های انقلابی و سرور ناشی از آن تقریبا تا سال 1359 نیز ادامه یافت.