لاکان و آوار فلسفی (3)
نویسنده : مهدی ملک - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩
 

عقده ادیپ ، فالوس و سوپر اگو

عقده ادیپ


مفهوم عقده ادیپ (Odipus Complex) یکی از مهم ترین و در عین حال از جنجالی ترین مفاهیم روانکاوی فروید به شمار می آید. فروید نخستین بار پس از خواندن داستان ادیپ اثر نویسنده دوران باستان " سوفوکل " که در آن ادیپ در جنگی پادشاه را می کشد و همسرش را به زنی می گیرد اما چندی بعد در می یابد که پادشاه پدرش بوده و او با مادرش ازدواج کرده است. بنابر این خود را کور می کند و... . فروید با تکیه بر این قضیه بیان می کند که میل به پدرکشی و رسیدن به مادر میل ابتدائی ابناء بشر است. فروید معتقد است این میل بین ٣ تا ۵ سالگی کودک در او ظاهر می شود. در ابتدای تولد رابطه کودک - مادر رابطه ای مبتنی بر نیاز است که در آن مادر برای کودک حکم شیردهنده ، مراقبت کننده و برطرف کننده نیاز را دارد اما از حدود سه سالگی این رابطه تغییر می کند. رابطه میان کودک و مادر از حالت رابطه ای بر مبنای نیاز به رابطه ای مبتنی به " میل " تغییر می کند. کودک در عین حال معنای محبت بی واسطه مادر را درک نمی کند و در گنگی این مساله است که من برای مادر چه می توانم انجام دهم و یا به عبارت لاکانی " من در میل دیگری بزرگ چه هستم ؟ " . در حقیقت مدار بسته رابطه میان کودک - مادر با دخالت عنصر سومی به نام " نام پدر - The Name Of The Father"  گسسته شده و کودک خود را به عنوان موجودی مجزا از مادر می شناسد. به عبارت دیگر عقده ادیپ کلید عبور از مرحله خیالی به مرحله نمادین است. باید توجه داشت که " نام پدر " به صورت یک دال مطرح می شود و موقعیتی نمادین دارد.

فالوس / فالوس خیالی / فالوس نمادین


فروید در بررسی های خود دریافته بود که در ابتدا نقاط تحریک پذیر بدن کودک در بسیاری از اعضای جسم کودک مثل دهان ، مقعد و ... پراکنده شده است. به عنوان مثال مکیدن شست توسط کودک نیز پایه ای جنسیتی دارد. مرحله فالوسی مرحله ای است که در آن تحریک پذیری جنسی در اندام تناسلی خلاصه می شود. کودک به مرور در می یابد که او تنها ابژه میل مادر نیست و میل مادر به جای دیگری معطوف است. فالوس خیالی آن چیزی است که کودک فکر می کند باید داشته باشد تا بتواند موضوع میل مادر شود و از آن جا که میل مادر متوجه پدر است کودک فکر می کند که پدر دارنده حقیقی فالوس است. ابژه ای از دست رفته که کودک خیال می کند می تواند آن را دوباره به دست آورد تا محبوب میل مادر شود. بنابر این آنچه فروید " اختگی نمادین " - Symbolized Casteration" می نامد در واقع فرایند نمادینی است که در آن کودک در می یابد که فاقد چیزی به نام " فالوس " است. در مورد کودک پسر پذیرش این اختگی نمادین همراه با یکی کردن خود با نام پدر و این که او روزی می تواند در مقام پدر دارنده فالوس باشد رخ می دهد و در مورد کودک دختر کل این فرایند به عنوان پذیرش فقدان فالوس تجربه می شود.

در فرایند عقده ادیپ لاکان استدلال می کند که این فرایند واجد عنصر " جانشینی " است که در آن یک دال یعنی " نام پدر " جانشین دالی دیگر " میل مادر " می شود و از اینجاست که کودک به عنوان سوژه فقدان ($) - سوژه خط خورده - وارد نظام نمادین می شود. فالوس به عنوان ابژه گمشده اصلی و دال سازمان دهنده ناخودآگاه شکل می گیرد و یا به عبارت دیگر چون دالی غایب که هویتش مبتنی بر فقدانش است. فالوس در واقع قضیب به علاوه تشخیص غیاب یا فقدان است و اختگی یا کاستراسیون فرایند نمادین دست کشیدن از این ایده که فرد می تواند برای مادر فالوس باشد.

قانون پدر و سوپر اگو

کودک با مداخله پدر از دنیای خیالی به جهان نمادین فقدان پرتاب می شود. فروید این گذار از امر خیالی به امر نمادین را عنصر برسازنده تمدن ، مذهب ، اخلاق و هنر می داند. لاکان علاوه بر اهمیت ذکر شده ، این لحظه گذار را لحظه پایه گذاری ناخودآگاه نیز می داند. علاوه بر این درونی سازی استعاره پدر نمادین مولد مساله ای دیگر نیز هست : سوپر اگو .

سوپر اگو که عامل گذر از طبیعت به فرهنگ به شمار می آید سازنده وجدان اخلاقی است. به عبارت عامیانه تر بنیادی ترین میل ، میل زنا با محارم است که منع و سرکوب آن سازنده تمامی قوانین اجتماعی متعاقب می باشد. در واقع قانون بر اساس چیزی بنا شده که می کوشد طردش کند پس : میل به شکستن قانون و سرپیچی از آن پیش شرط وجود قانون است. لاکان سوپر اگو را توامان حامل قانون و میل شکستن قانون می داند. بنابر روانکاوی ، سوژه راهی برای اجتناب از این تنش میان قانون و میل به تخطی کردن از آن ندارد که این خود به صورت احساس " گناه " ظاهر می شود.