این ترانه بوی نان نمی دهد ! : سرگذشت ترانه معترض در ایران
نویسنده : مهدی ملک - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
 

 

این ترانه بوی نان نمی دهد ! : سرگذشت ترانه معترض در ایران

مقدمه :

ترانه معترض در ایران قدمتی به اندازه تاریخ ترانه دارد. از همان ایام که ترانه یا تصنیف تولد یافت تاکنون چه بسیارانی که آمدند و خواندند و اگر چه برخی مدتی در اوج شهرت نیز قرار گرفتند اما چند صباحی بعد رفتند و فراموش شدند. بسیاری بهر نان خواندند و بسیاری بهر نام و در این میان بودند کسانی هر چند اندک که از واژه و ساز و صدا دشنه ای ساختند و بر شب سالاران تاختند. این نوشته کوششی است بهر ادای دین به همان ها که در این سال ها از دردها بیگانه نبودند و در غم انگیزترین شب ها نغمه های آفتابی سرودند.

1-     تولد ترانه در ایران با شیدا

علی اکبر شیدا را باید پایه گذار اصلی تصنیف و ترانه به معنای امروزی آن دانست 1. شیدا که در سال 1222 خورشیدی و در عهد ناصرالدین شاه در شیراز به دنیا آمده بود پس از آمدن به تهران به جمع حلقه درویشان صفاعلیشاه در ظهیرالدوله پیوست. سال ها بعد شیدا عاشق دختری به نام مرضیه شد و از آن پس شروع به ساختن نغمه هایی دلنشین نمود که بسیاری تا به امروز هم شنیدنی هستند. تصنیف هایی از جمله : بت چین 2 ، سلسله موی دوست 3 ، دل شیدا شکست 4 ، امشب شب مهتابه5 و... . تا قبل از این دوران اکثر ترانه ها بسیار مبتذل و سخیف بودند (از جمله : این خانم فرانسوی معجز دین عیسوی !) و در واقع شیدا اول کسی است که به تصنیف جایگاهی ارجمند می دهد.

-         2- عارف قزوینی : بانی ترانه معترض

اگر چه ترانه های شیدا ، ترانه های بسیار آهنگین و دلنشین بودند اما مضمون تمامی آن ها عاشقانه و کلام برخی از آن ها چندان زیبا نبود. پس از شیدا ، عارف قزوینی برترین ترانه ساز عهد قاجار است و نیز بانی ترانه معترض در ایران. عارف (1312-1260) نخستین کسی است که به ترانه رنگی ملی میهنی می بخشد و بسیاری از ترانه های او در ایام انقلاب مشروطه خواهی ملت ایران دهان به دهان خوانده می شود. بسیاری از ترانه های عارف به مناسبت های مهم آن روزهای پرتلاطم ساخته شده اند که می توان حوادث تاریخی آن دوران را درون این ترانه ها یافت. مشهورترین ترانه های برجا مانده از عارف قزوینی عبارت هستند از :

-آمان آمان 6(با مطلع : ای آمان از فراقت آمان  مردم از اشتیاقت آمان ) که وقتی سپاه سردار اسعد بختیاری از جنوب و ستارخان و باقرخان از تبریز در دروازه قزوین به هم می پیوندند عارف با این ترانه به استقبال آن ها می رود.

- از خون جوانان وطن لاله دمیده 7 که عارف آن را با آواز زری و تار آرشاک خان ضبط و در رثای شهدای مشروطه به خاطر علاقه ای که حیدر عمو اوغلی (از سرداران سپاه تبریز) آن را به او تقدیم می کند (1286 خورشیدی).

- ترانه ای در اعتراض به اخراج مورگان شوستر از ایران با مطلع : ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود    جان فدایش کن و مگذار که مهمان برود

- ترانه ای با مطلع : رحم ای خدای دادگر کردی نکردی ، به مناسبت افتتاح اولین مجلس شورای ملی 8

هم چنین ترانه های عاشقانه ای مثل : نبود ز رخت قسمت ما غیر نگاهی9 ، گریه را به مستی10 ، افتخار آفاق 11، از کفم رها12 و... نیز از عارف قزوینی باقی مانده است.

عارف در سال های دهه 1300 خورشیدی در حمایت از کابینه سید ضیاء الدینطباطبائی ترانه ای را با مطلع : ای دست حق پشت و پناهت بازآ   قربان کابینه سیاهت بازآ در مطبوعات به چاپ می رساند که در جواب او چندی بعد ملک الشعرای بهار می نویسد : ای اجنبی پشت و پناهت بازآ     بدخواه مملکت خیرخواهت بازآ 13  . عارف سرانجام در سال 1312 در تنهایی و فراموش شدگی و سرخوردگی از استبداد چشم از جهان فرو می بندد و با مرگ او پرونده ترانه معترض در روزهایی که در تاریخ سیاسی ایران فراموش ناشدنی بودند ، بسته می شود.

-         3- عصر پهلوی اول : از مرغ سحر تا ماشین مشدی ممدلی

پس از شیدا و عارف ، امیر جاهد (1356-1275) یکی دیگر از ترانه سازان (او نیز مثل شیدا و عارف هم آهنگ و هم کلام را خود می ساخت) این عهد است که بسیاری از ساخته های او با صدای قمرالملوک وزیری همراه با تار مرتضی نی داود روی صفحه های پولیفون ضبط شده است. جاهد در اواخر زمامداری احمدشاه قاجار وقتی سربازان روسیه تزاری مشغول غارت بخش های بسیاری از مملکت بودند ترانه ای می سازد با مطلع : ز جفای دشمنان سر و تن من    قطعه قطعه همچو وطن من . ترانه در قزوین بین مردم غوغایی بر پا می کند که موجب دستگیری او توسط قزاق ها می شود. تا پای چوبه دار می رود که ناگهان خبر می رسد انقلاب اکتبر 1917 در روسیه پیروز شده است و با شورش سربازان در کنسولگری روسیه او موفق به فرار می شود.14 ساخته های امیرجاهد از لحاظ موسیقیایی بسیار پر قدرت بوده و کلام ترانه ها نیز به زیبایی موسیقی آن هاست. مشهورترین ترانه امیرجاهد که در دستگاه چهارگاه و با صدای قمرالملوک وزیری در سال 1307 ضبط می شود ترانه ای به نام هزاردستان15 است که در آن قمر می خواند : جاهد این میکده را آب گرفت      کس در این معرکه هشیار نیست.

در این سال ها (1313) ترانه جاودان دیگری با صدای قمر ، آهنگ مرتضی نی داود و شعر ملک الشعرای بهار خوانده می شود به نام مرغ سحر 16 در ماهور (بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ   نغمه آزادی نوع بشر سرا) که تا امروز هم حس اعتراضی و شاعرانه خود را حفظ کرده است. این تصنیف را قمر اول بار در همین سال با همراهی تار نی داود در گراند هتل اجرا می کند که استقبال پرشوری از آن به عمل می آید.هم چنین است ترانه مارش جمهوری که عارف برای قمر می سازد و پس از چندی داشتن صفحه نیز جرم اعلام می شود.


پس از سال های 1312 و قتل شاعران معترضی مثل فرخی یزدی ، میرزاده عشقی و هم چنین بازداشت دکتر ارانی و 53 نفر فضای استبدادی به حدی است که دیگر امکان اعتراض مستقیم و بی پرده حتی در اعتراض به مشکلات اقتصادی و معیشتی - وجود ندارد. در این دوران اسماعیل مهرتاش چند ترانه طنزآمیز را عمدتا با کلام غلامرضا روحانی می سازد که حکایت احوال روزگار مردم آن دوران است. جواد بدیع زاده که جاودانه ای چون شد خزان 17 را خوانده است ابتدا از خواندن این ترانه سر باز می زند اما با توصیه ابوالحسن صبا خواندن آن ها را می پذیرد. از جمله این ترانه ها می توان از ماشین مشدی ممدلی (هزلیه ای در باب مشکلات ورود اتوموبیل و فرهنگ ! آن در ایران ) ، آی گل پونه (هزلیه ای درباره مشکلات معیشتی روستائیان مهاجر به تهران) ، داد از کرایه خونه ، یه پول خروس ، آلا گارسون و... نام برد.

4- دهه 1320 و پیش پرده خوانی

در سال های دهه 1320 و در تئاترهای لاله زار پیش نمایشی قبل ار نمایش اصلی به روی سن اجرا می شد که در آن اشعار اجتماعی انتقادی به شکلی گزنده و به صورت موزیکال خوانده می شد و طرفداران بسیاری داشت. پرویز خطیبی ، محمد علی سخی و ابوالقاسم حالت سراینده بیشتر این ترانه های هستند و مجید محسنی ، جمشید شیبانی ، حمید قنبری ، مرتضی احمدی ، عزت ا.. انتظامی و...از جمله خوانندگان. انتقاد از گرانی ، فساد اداری و مالیاتی ، اعتراض نسبت به وکلا و نمایندگان و... از جمله موضوعاتی است که به کرات توسط گروه پیش پرده خوانان لاله زار مورد توجه قرار می گیرد. ترانه هایی مثل : یارو که شده وکیل مردم/ بدتر شده از هزار تا کژدم یا مخلص که بی قوارم / مستخدم ادارم و... . مرتضی احمدی در توصیف حال و هوای پیش پرده خوانی می نویسد : هر کدام از این ترانه ها در زمان خودشان زمینه ای داشته اند. مثلا همین ترانه «تکیه بر چرخ ستمگر بکنم یا نکنم». یک جوانی بوده به هر دری می زند، به کار نمی رسد، به زندگی نمی رسد، به شغل نمی رسد و به زن و بچه نمی رسد. می آید در جامعه خودش به مردم می گوید تکیه بر چرخ ستمگر بکنم یا نکنم. جمعیت می گوید: می خواهی بکن می خواهی نکن. جمعیت چیزی به او نشان نمی دهد. می گوید: فوت قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟ جمعیت می گویند: می خواهی بکن، می خواهی نکن. بعد دیوانه می شود، می گوید: سینه دردکشم را بدرم یا ندرم؟ جمعیت می گویند: می خواهی بدر، نمی خواهی ندر. یعنی جامعه اش از خودش فقیرتر و بدبخت تر و بی نواتر بوده است به طوری که به مرحله بی تفاوتی رسیده بوده 18. در سال 1328 به شکلی ابتذال جای انتقاد را می گیرد و به این علت گروه یاد شده تصمیم می گیرند تا دیگر بساط پیش پرده خوانی را تعطیل کنند.

یکی دیگر از مهم ترین حادثه های تاریخ ترانه ایرانی در سال 1323 اتفاق می افتد.در دورانی که ایران تحت اشغال قوای متفق شوروی و انگلستان قرار دارد. روح ا.. خالقی که در این سال ها در هنرستان ملی موسیقی شیوه وزیری را تدریس می کند روزی در راه رفتن به منزل ، یک سرباز روسی را می بیند که به یک افسر ایرانی سیلی می زند. خالقی با تاثر فراوان به نزد دکتر حسین گل گلاب می رود و آن دو در زیر زمین خانه ای که از کوچه صدای چکمه های سربازان روسی به گوش می رسد ترانه " ای ایران ای مرز پر گهر را می سازند " که چندی بعد و با خروج متفقین ترانه با صدای بنان ضبط و در برنامه رادیوئی کارگران پخش می شود.

5- دهه 1330 / کودتای 28 مرداد / حادثه " مرا ببوس "

در سال های دهه 1330 و به ویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 سانسور شدیدی بر ترانه ها که دیگر با همه گیر شدن گرامافون و رادیو قدرت انتشار بیشتری یافته اند اعمال می شود. اداره نگارش رادیو در این سال ها به شکلی بسیار شدید کلام ترانه هایی را که حسی از گلایه و اعتراض در خود دارند را ممیزی می کند. از جمله این ترانه ها می توان از دو ترانه طاووس و آواز دل نام برد. طاووس (آهنگ پرویز یاحقی / کلام معینی کرمانشاهی ) و آواز دل (آهنگ پرویز یاحقی / کلام بیژن ترقی) هر دو با صدای مرضیه در سال 1336 که در مورد اولی بند انتهایی " هستی رنج آور من " به " این دل بی دلبر من " تغییر یافت و در مورد دوم خود ترانه تا چندی به خاطر بند " به دیاری که نیابی خبری از جانانه" ممنوع بود.هم چنین ترانه هایی مثل بی ستاره ها (آهنگ عطاء ا.. خرم / کلام پرویز وکیلی) با صدای ویگن ، غوغای ستارگان (آهنگ همایون خرم / کلام کریم فکور) با صدای پروین به علت محبوبیت میان زندانیان حزب توده چندان خوشایند دستگاه حاکم نبود.

اما مهم ترین حادثه ترانه دهه 1330 ، ماجرای ترانه ای است به نام " مرا ببوس" . در سال 1336 دکتر حیدر رقابی (هاله) که از اعضای جبهه ملی مصدق بوده است دستگیر و به او 24 ساعت مهلت داده می شود تا ایران را ترک کند. رقابی همان شب به منزل مجید وفادار (آهنگساز و ویولونیست مشهور) رفته و بر روی آهنگ وفادار ترانه مرا ببوس را می نویسد. ترانه در همان سال با همراهی ویولن پرویز یاحقی و پیانوی مشیر همایون و صدای حسن گلنراقی از رادیو پخش می شود. در همان ایام پخش ترانه مصادف می شود با اعدام افسران توده ای و بسیاری ترانه را به حزب توده ، سرهنگ سیامک و سرهنگ مبشری ربط می دهند. صفحه 75 دور مرا ببوس در تهران آن روز چند ده هزار نسخه فروش می رود و ترانه به نمادی از مبارزه و عشق در آن سال ها تبدیل می شود.

حسن گلنراقی