از میان یک آینه
نویسنده : مهدی ملک - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٤
 

-

 « زیگموند فروید » بدون تعارف به همراه « کارل مارکس» و « فردریش نیچه» از جمله آخرین کسانی بودند که علاوه بر مبانی فکری که به وجود اوردند نام آنها را به عنوان به وجود آورندگان علمی جدید می شناسند. علم تاریخ ، علم تبارشناسی و مهم تر علم روانکاوی.

احتمالا مهم ترین نظریه «فروید» در مبانی روانکاوی کشف ضمیر ناآگاه و هم چنین تقسیم نفس به نهاد (id) / من (ego) و فرامن یا سوپراگو است و باز مهم ترین دستاورد او در این زمینه این است که امیالی که به دلیل ترس از عقیم شدگی توسط پدر (در نظریه ادیپ) در سنین کودکی سزکوب می شوند از بین نرفته بلکه به شکلی پنهان از آگاهی در ضمیر ناآگاه مستتر می شوند. این عقده ها درپی فرصتی هستند تا به شکلی لیبیدویی و لجام گسیخته دوباره پدیدار شوند.

 

 

2-

تجربه اقبال عمومی سریال « یوسف پیامبر» جدا از نقش ایدئولوژیک سازندگانش در انتقال امری دلبخواهی از کانال امری تاریخی آن هم به شکلی ناشیانه ( مطرح کردن سفرهای استانی یوسف ، سهمیه بندی و...) در این مساله نهفته است که اصولا در جامعه ای که سانسور و سرکوب عرضه آثاری که حتی در کنایه به مسائل جنسی می پردازند ( از سانسور مضامین مشکوک ادبی تا سپید و سیاه کردن آرایش بازیگران زن در فیلم های سینمایی) باعث شده است تا به شکلی عمیق این فروخوردگی در ناآگاه عمومی (به تعبیر یونگی قضیه) مستور شود. در این میان دست گذاشتن بر داستانی مذهبی تنها با چاشنی سوء استفاده از این میل عمومی مستور و همراه کردن جاذبه های جنسی آن می تواند به خورد جماعت داده شود و هر هفته میلیون ها نفر را با جاذبه جنسی به پای سریال کشانده تا در این نواله پر زرق و برق ، داستانی تحریف شده و مذهبی تزریق شود.  این یعنی همان دیالکتیک سرکوب – عرضه که پیش از این نیز در سیاست های صدا و سیما سابقه داشته است. به یاد داریم که چند سال پیش برنامه ای در نفی سینمای هالیوود ساخته شده بود اما مدام در لابلای آن از همان خشونت و صحنه های تحریک کننده برای جذب مخاطب استفاده می شد و یا نمونه گل درشت آن در ماجرای کنفرانس برلین که در آن از نمایش نه چندان ناواضح عریان شدن – به شکلی بی سابقه – استفاده شد تا مردم هم  جذب و هم متنفر شوند. این ترکیب مذهب + امر جنسی ظاهرا در ایران طرفداران بسیاری دارد. شاید آخرین مثال آن پدیده کلیشه ای « حمید ماهی صفت » باشد که از یک طرف با تعریف لطیفه هایی با چاشنی جنسیت و از طرف دیگر با صلوات و آیه و حدیث سیاست یک سر و دو آخور را پیاده می کند.

 

3- با ادامه این روند دیالکتیکی کشش – دافعه باید شاهد بود تا در ممنوعیت استفاده ابزاری از عکس و پوستر هنرپیشگان زن داخله و خارجه زین پس در پاییز دکه ها شاهد پوسترهای یوزارسیف و کتایون ریاحی (البته به نقش زلیخا ! )- چون در نقش مذهبی است لابد بی مانع است !!- به جای تام کروز و نیکول کیدمن باشیم.